در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

regulate v/

نظم بخشیدن، مرتب کردن، منظم کردن، سامان بخشیدن، اداره کردن، کنترل کردن، تعدیل کردن، تنظیم کردن، میزان کردن

regulation

تنظیم، تعدیل، نظارت، کنترل، اداره، قاعده، نظم و قاعده، ضابطه، دستور، دستورالعمل، مجاز، مقرر، متعارف، مناسب

regulation (bus)

مقررات اتوبوس، قانون مربوط به اتوبوس، نظارت بر اتوبوس، ساماندهی اتوبوس

«‹ ۱۵۵۴  ۱۵۵۵  ۱۵۵۶ ۱۵۵۷ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۵۵۶ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰