در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

registry office

اداره ثبت، دفتر اسناد رسمی، محضر، دفترخانه، اداره، ثبت احوال

regrading

درجه‌بندی مجدد، شیب‌بندی مجدد، ترازبندی مجدد

regression

رگرسیون، پس‌روی، بازگشت به عقب، پس‌رفت، سیر قهقرایی

regroup

از نو گروه‌بندی کردن، از نو سازماندهی کردن، از نو سازمان یافتن، تجدید سازمان کردن

regular

منظم، مرتب، قانونمند، متعارف، باقاعده، متقارن، عادی، معمولی، همیشگی، دایمی، ثابت، مستمر، نازل، مناسب (قیمت)، تمام و کمال، تام و تمام، کامل

regular commuter

مسافر دایمی (سفر رفت‌وبرگشت میان شهر و حومه)

صفحه  1555  از  2222