در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

reform

اصلاح، رفرم، اصلاحی، اصلاح شدن، اصلاح کردن، تجدیدنظر کردن، از نو تشکیل شدن، دوباره شکل گرفتن، (دوباره) به صف شدن، (دوباره) به صف درآمدن، (دوباره) به صف درآوردن

refuge

رفوژ، جزیره ایمنی (در بریتانیا)، پناه، پناهگاه، مأمن، گوشه امن

refund

بازپرداخت، استرداد، بازپرداخت کردن، پس دادن، برگرداندن، مسترد کردن

صفحه  1550  از  2222