در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

redemption

بازخرید، بازپرداخت، از گرو درآوردن، فک رهن، تسویه (رهن)، نقد کردن (سهام)

redevelop

بازسازی کردن، نوسازی کردن، از نو ساختن، تجدید بنا کردن

redirect

به آدرس جدید فرستادن، جهت را عوض کردن، تغییر جهت دادن، به کار دیگری تخصیص دادن، در جای دیگری به کار انداختن، استفاده بهتری کردن

reduce

کم کردن، کاهش دادن، تقلیل دادن، کاستن، ارزان کردن، تنزل دادن

reduced a/

کاهش‌یافته، تخفیف‌یافته، تقلیل‌یافته، با تخفیف، ساده شده، تحویل‌یافته (ریاضی)

reduced rate

نرخ کاهش‌یافته، نرخ تنزیل‌یافته

صفحه  1544  از  2222