در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

red period

مدت زمان قرمز (چراغ راهنمایی)

red running

عبور از(چراغ) قرمز، گذشتن از (چراغ) قرمز

red stage

فاز قرمز، مرحله قرمز (چراغ راهنمایی)

red time

مدت زمان قرمز بودن، زمان قرمز (چراغ راهنمایی)

red wait symbol

علامت آدمک قرمز چراغ راهنمایی (ایست عابر پیاده)

redeem v/

آزاد کردن، از رهن درآوردن، بازخریدن، پرداختن، تسویه کردن (قرض، قسط)، نقد کردن، به پول تبدیل کردن، وفا کردن، عمل کردن، جبران کردن

صفحه  1543  از  2222