در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

recognize

شناختن، به جا آوردن،‌ بازشناختن، تشخیص دادن، تأیید کردن، تصدیق کردن، اذعان کردن، قبول داشتن، وقوف یافتن، دریافتن

recommend

مناسب دانستن، شایسته دانستن، توصیه کردن، پیشنهاد کردن، سفارش کردن، معرفی کردن، صلاح دانستن، توصیه کردن، قابل قبول ساختن

recommendation

سفارش، توصیه، پیشنهاد، معرفی، توصیه‌نامه، معرفی‌نامه، امتیاز، مزیت

reconnaissance

شناسایی مقدماتی، اکتشاف، گشت اکتشافی، اکتشافی، (مربوط به) اکتشاف، بازدید مقدماتی، شناسایی کردن

«‹ ۱۵۳۴  ۱۵۳۵  ۱۵۳۶ ۱۵۳۷ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۵۳۶ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰