در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

reckless

متهور، بی‌باک، بی‌پروا، بی‌احتیاط، بی‌فکر، بی‌ملاحظه، بی‌محابا، بی‌توجه، عجول، شتابزده، متهورانه، بی‌باکانه، عجولانه، باشتاب

reckless driver

راننده بی‌احتیاط، راننده بی‌پروا، راننده بی‌مسؤولیت

reckless driving

رانندگی بی‌احتیاط، رانندگی بی‌دقت، رانندگی بی‌ملاحظه

reclaim

بازیافتن، دوباره به دست آوردن، پس گرفتن، درخواست استرداد کردن، آباد کردن، ‌احیا کردن، بازسازی کردن (زمین)، اصلاح کردن، دوباره استخراج کردن، بازیابی کردن، دوباره جدا کردن

recline

دراز کشیدن، تکیه دادن، لم دادن، عقب خوابیدن، عقب رفتن، عقب خواباندن، عقب بردن (صندلی)

recognition

تشخیص، شناسایی، بازشناسی، تصدیق، تأیید

صفحه  1535  از  2222