در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

raw a/

خام، نپخته، طبیعی، عمل‌نیامده، ناخالص، تصفیه نشده، پردازش نشده، بررسی نشده، بی‌تجربه، تازه‌کار

raw data

داده‌های خام، اطلاعات خام

ray

پرتو، اشعه، شعاع

ray (X)

اشعه ایکس، پرتوی ایکس

reach

دامنه دسترسی، میدان دسترسی، دسترس، دسترسی، راستا (رودخانه)، رسیدن، دست یافتن، نایل شدن، (نتیجه) گرفتن، تماس گرفتن، ارتباط برقرار کردن، دسترسی پیدا کردن، امتداد داشتن

react

عکس‌العمل نشان دادن، واکنش نشان دادن، حساس بودن، حساسیت نشان دادن

reaction

واکنش،‌ عکس‌العمل، عمل متقابل، تأثیر، انعکاس، حساسیت

«‹ ۱۵۲۶  ۱۵۲۷  ۱۵۲۸ ۱۵۲۹ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۵۲۸ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰