در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
range (grading)
محدوده دانهبندی
rank
مقام، مرتبه، شأن، پایه، پایگاه، صف، ردیف، به صف در آوردن، ردیف کردن، به خط کردن
rank (cab)
ایستگاه تاکسی (بریتانیا)
rank (taxi)
ایستگاه تاکسی (بریتانیا)
ranking
طبقهبندی، ردهبندی، رتبهبندی، رتبه، مقام، مرتبه، رده
ranking (road)
طبقهبندی راه، رتبهبندی راه
ranking criterion
معیار طبقهبندی، ملاک ردهبندی
rapid
تند، سریع، پرشتاب (شیب) تند، ناگهانی، سریعالسیر
rapid transit system
سیستم حملونقل سریع، سیستم ترانزیت سریع
rapid – curing asphalt
قیر زودگیر، قیر محلول زودگیر
rapid – curing cut – back bitumen
قیر محلول زودگیر، قیر زودگیر
rat – run traffic
ترافیک میانبر
صفحه 1521 از 2222