در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

random cracking

ترک‌خوردگی نامنظم، ترک‌خوردگی در هم

range

سلسله، رشته (کوه)، گستره، حدود، محدوده، حیطه، طیف، حوزه، قلمرو، بُرد، میدان، زیستگاه، محل زندگی (حیوان، گیاه)، مرتع، چراگاه (در آمریکا)، مرتب کردن، منظم کردن، ردیف کردن، به خط کردن، به صف کردن، نوسان داشتن، در تغییر بودن، گسترش داشتن

«‹ ۱۵۱۸  ۱۵۱۹  ۱۵۲۰ ۱۵۲۱ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۵۲۰ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰