در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
pump (petrol)
پمپ بنزین
pump (water)
پمپ آب
pumping
پمپاژ، تلمبهزنی
pumping station
ایستگاه پمپاژ، تلمبهخانه
punch
سوراخکن، دستگاه پانچ، منگنه، سوراخ کردن، پانچ کردن
punched card
کارت پانچ
punched tape
نوار پانچشده، نوار سوراخشده
puncture
پنچری، سوراخ، سوراخشدگی، سوراخ کردن، پنچر کردن، سوراخ شدن، پنچر شدن
punish
مجازات کردن، کیفر دادن، به مجازات رساندن، تنبیه کردن، آزار دادن، آزار رساندن
punishment
مجازات، کیفر، جزا، تنبیه، جریمه، صدمه، خسارت
pupil [eye]
مردمک [چشم]
pupil [student]
دانشآموز، محصل، شاگرد
صفحه 1495 از 2222