در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

pulsation

تپش، ضربان، ارتعاش، لرزش

pulse

پالس، ضربه، نبض، تپیدن، تپش داشتن، ضربان داشتن، ارتعاش داشتن

pulverization

آسیاب کردن، ساییدن، به صورت گرد در آوردن

pulverize

آرد کردن، پودر کردن، آسیاب کردن، ساییدن

pump

تلمبه، پمپ، تلمبه زدن، پمپاژ کردن، بنزین زدن

صفحه  1494  از  2222