در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
property survey
نقشه حدود زمین، تعیین حدود زمین (نقشهبرداری)
proportion
بخش، قسمت، سهم، تکه، حصه، نسبت، تناسب، متناسب ساختن، هماهنگ کردن، تناسب بخشیدن
proportional (mean)
واسط هندسی
proportional a/
نسبی، متناسب
proportioning
تعیین نسبت (بتن، ملات)
proportioning (aggregate)
تعیین نسبت مصالح سنگی
proportioning by volume
تعیین نسبت بر اساس حجم
proportioning by weight
تعیین نسبت بر اساس وزن
proposal
پیشنهاد، طرح، نقشه، برنامه
proposal (study)
پیشنهاد مطالعه، پیشنهاد بررسی
propose
پیشنهاد کردن، توصیه کردن، طرح کردن، مطرح کردن، قصد داشتن، نیت داشتن، در نظر داشتن
proposed planning
برنامهریزی پیشنهادی، طراحی پیشنهادی
صفحه 1483 از 2222