در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

profitable a/

سودآور، سودده، پرمنفعت، پرسود، مقرون‌به‌صرفه، سودمند، پرفایده، مفید، پربار، بافایده

program

برنامه، نقشه، طرح، برنامه‌ریزی کردن، طراحی کردن، نقشه ریختن، تنظیم کردن، برنامه‌نویسی کردن (کامپیوتر)

programme

برنامه، نقشه، طرح، برنامه‌ریزی کردن، طراحی کردن، نقشه ریختن، تنظیم کردن، برنامه‌نویسی کردن (کامپیوتر)

صفحه  1472  از  2222