در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

production

تولید، ساختن، استخراج (نفت و ...)، تهیه، محصول، فرآورده، میزان تولید

productive

فعال، سازنده، مولد، پرکار، حاصلخیز، سودمند، ثمربخش، پرفایده، مثمر ثمر، پدید آورنده‌، باعث، موجب، (مربوط به) تولید، تولیدی

productivity

سازندگی، قدرت تولید، توان تولید، بازدهی، حاصلخیزی، باردهی، بهره‌وری (اقتصادی)

«‹ ۱۴۶۷  ۱۴۶۸  ۱۴۶۹ ۱۴۷۰ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۴۶۹ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰