در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

print

چاپ، اثر، رد، تصویر، عکس (چاپ شده)، چاپ کردن، به چاپ رساندن، به طبع رساندن، منتشر کردن

printed matter

مطلب چاپ شده (شامل کتاب، نشریه، بروشور و ...)

priority

برتری، حق تقدم، اولویت، تقدم، ضروری، فوری، بااهمیت، اضطراری

صفحه  1458  از  2222