در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

prime

اصلی، عمده، بنیادی، اساسی، اول، نخستین، اولین، عالی‌ترین، بهترین، درجه یک، نمونه، بارز، اوج شکوفایی، اوج کمال، سرآغاز، طلیعه، عدد اول (ریاضی)

primer

آستر (رنگ)، اندود سطحی، آستر (قیر)

principal

اصلی، اساسی، عمده، بنیادی، مهم، رییس، مدیر، موکل، کارفرما

principle

اصل، اساس، مبنا، مبدأ، پایه، قاعده

صفحه  1457  از  2222