در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

preparation

آمادگی، تهیه، تهیه و تدارک، آماده‌سازی، تمهید مقدمه،‌ زمینه‌سازی، ‌فرآورده، ترکیب

prescribe

تجویز کردن، توصیه کردن، پیشنهاد کردن، مقرر داشتن، معین کردن، تعیین کردن، دستور دادن

prescribed a/

معین، مشخص، تعیین‌شده، مقرر، تجویز شده

prescription

نسخه، تصویر، رهنمود، پیشنهاد، تجویز

presence

حضور، وجود، بودن، منش، مقام، شخصیت، مشی

صفحه  1447  از  2222