در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

portion

سهم، قسمت، بهره، بخش، حصه، تکه

position

جا، مکان، محل، جایگاه، موضع، مقر، موقعیت مناسب، وضعیت مناسب، حالت، وضع، نظر، عقیده، رأی، موقعیت، وضعیت، شرایط، مقام، پایگاه، مرتبه، شغل، پُست، گذاشتن، مستقر کردن، قرار دادن، نصب کردن

position (rest)

وضعیت ساکن، وضعیت استراحت، استراحتگاه

positive

مشخص، دقیق، روشن، واضح، صریح، مطمئن، سودمند، مثبت، عملی، قطب مثبت (برق)، صفت مثبت، ویژگی مثبت

صفحه  1434  از  2222