در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

pool (car)

چند سرنشینی، خودروی مشترک، هم‌پیمایی، به نوبت سوار اتومبیل‌های یکدیگر شدن

poolling

یکپارچه کردن، اشتراکی کردن، ادغام کردن

poolling (car)

چند سرنشینی، استفاده مشترک از خودرو، هم‌پیمایی، به نوبت سوار اتومبیل‌های یکدیگر شدن

poor

فقیر، بی‌چیز، بیچاره، کم، اندک، ضعیف، بد، نامساعد، ناتوان، کم‌تجربه

صفحه  1429  از  2222