در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
policy (insurance)
بیمهنامه، قرارداد بیمه
policy (land)
سیاست (مربوط به) زمین
policy (maintenance)
سیاست نگهداری، رویّه نگهداری
policy (overall)
سیاست کلی
policy (road safety)
سیاست ایمنی راه
policy (transport)
سیاست حملونقل
policy (transportation)
سیاست حملونقل
policy maker
سیاستگذار، تصمیمگیرنده سیاسی
policy making
تعیین خطمشی، سیاستگذاری
policy making process
فرآیند تعیین خطمشی، فرآیند سیاستگذاری
policyholder
بیمهگذار، دارنده بیمه
polish
صیقل، جلا، صیقلکاری، پرداخت، جلا دادن، برق انداختن، صیقل دادن، پرداخت کردن
صفحه 1422 از 2222