در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

plant

ماشین‌آلات، ماشین، دستگاه، کارخانه، گیاه، نبات، (مربوط به) گیاهان، (مربوط به) نباتات، گیاهی، نصب کردن (دستگاه)، گذاشتن، مستقر کردن، گماشتن، تأسیس کردن، بنیاد نهادن، پدید آوردن، ایجاد کردن، کاشتن، درختکاری کردن

صفحه  1405  از  2222