در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

plane

سطح، سطح صاف، صفحه، هموار، صاف، مسطح، رنده، هواپیما، درخت چنار، رنده کردن، با رنده صاف کردن، پرواز کردن

plane (datum)

سطح مبنا، مبنای ترازیابی (نقشه‌برداری)

planer [USA]

ساب‌زن، رنده [اصطلاح آمریکایی]

صفحه  1401  از  2222