در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

pitch

خیز، شیب (بام،‌ پلکان)، گام (پیچ، پرچ)، قیر قطران

place

جا، مکان، محل، مقام، جایگاه، موضع، ناحیه، منطقه، ده، شهر، کشور، قسمت، بخش (کتاب)، پایگاه، شأن، مرتبه، پُست، گذاشتن، سر جای خود قرار دادن، به جا آوردن، شناختن، تشخیص دادن، به حساب آوردن، محسوب کردن، قرارداد بستن، سرمایه‌گذاری کردن

place (parking)

محل توقف، محل پارک وسایل نقلیه، پارکینگ

صفحه  1394  از  2222