در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
personal trip
سفر شخصی
personal use
استفاده شخصی
personnel
پرسنل، کارمندان، کادر، کارمندان، اداره کارگزینی، اداره امور استخدامی
persons (damage to)
آسیبرساندن به افراد، میزان دخالت افراد
persons involved rate
نرخ مداخله افراد، میزان دخالت افراد
perspective
ژرفنمایی، سهبعدینمایی، پرسپکتیو، چشمانداز، نما، دورنما، منظره
perspective (drawing in)
طرح (نقشه) سهبعدی
perspective view
نمای سهبعدی، تصویر سهبعدی
pervious a/
متخلخل، تراوا، نفوذپذیر
pervious coated macadam
ماکادام قیری نفوذپذیر، ماکادام قیری متخلخل
perviousness
نفوذپذیری
petrographic a/
سنگشناختی، (مربوط به) سنگشناسی
صفحه 1378 از 2222