penetrate رخنه کردن، نفوذ کردن، فرو کردن، فرو رفتن، پاره کردن، سوراخ کردن، فرا گرفتن، پر کردن، آکندن، فهمیدن، کشف کردن، دریافتن
penetration نفوذ، رخنه، رسوخ، قدرت تمیز، قدرت دریافت، توان فهم، بینش عمیق، درجه نفوذ (قیر)، فروروندگی (خاک)