در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

penalty

جریمه، تنبیه، مجازات، کیفر، جزا

penetrate

رخنه کردن، نفوذ کردن، فرو کردن، فرو رفتن، پاره کردن، سوراخ کردن، فرا گرفتن، پر کردن، آکندن، فهمیدن، کشف کردن، دریافتن

penetration

نفوذ، رخنه، رسوخ، قدرت تمیز، قدرت دریافت، توان فهم، بینش عمیق، درجه نفوذ (قیر)، فروروندگی (خاک)

صفحه  1367  از  2222