در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
overcrowded bus
اتوبوس شلوغ
overcrowded road
جاده شلوغ
overdesign
بیشطراحی، طراحی دست بالا
overdrive
فرا محرک
overdue
پرداختنشده، دارای دیرکرد، گذشته از موعد، گذشته از موعد، عقبافتاده، تأخیردار، دیر، عقب
overdue payments (interest on)
سود عقبافتاده، سود دیرکرد، سود استمهالی
overestimate
بیش از حد تخمین زدن، بیش از اندازه برآورد کردن، اضافه برآورد کردن
overestimation
تخمین بیش از حد، برآورد بیش از اندازه
overflow
سرریز، لبریزی، لوله سرریز
overflow (capacity)
گذشتن از حد ظرفیت، تجاوز از ظرفیت
overground
زمینی (راه، مسیر)، روزمینی (راهآهن)
overground parking
پارکینگ روزمینی (سطحی)
صفحه 1308 از 2222