در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

outside

بیرون، خارج، قسمت بیرونی، محوطه بیرونی، محوطه، حیاط، خارجی، بیرونی، مشرف به بیرون (دیوار)، بیرون از ساختمان، جنبی، ثانوی، ناچیز، اندک، فراتر از، ورای، سوای، به جزء نزدیک، اطراف

outskirts

حومه، اطراف (شهر)، کنار، پیرامون، حول و حوش

outstation

ایستگاه دورافتاده، پایگاه دورافتاده، پُست دورافتاده

overall

(مربوط به) کل، کلی، جامع، همه‌جانبه، فراگیر، کلاً، در جمع، در مجموع، روی هم رفته

«‹ ۱۳۰۴  ۱۳۰۵  ۱۳۰۶ ۱۳۰۷ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۳۰۶ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰