در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
operation (traffic)
عملکرد ترافیک، کارکرد ترافیک
operation (two – way)
عملکرد دوسویه، کارکرد دوسویه
operation (vehicle)
کارکرد وسیله نقلیه
operation centre
مرکز عملیاتی، مرکز بهرهبرداری
operation engineer
مهندس بهرهبردار
operation [mechanism]
عملکرد ماشین [مکانیسم]
operational a/
عملکردی، عملیاتی، (مربوط به) عملیات، آماده استفاده، آماده بهرهبرداری، آماده عملیات
operational delay
تأخیر عملکردی
operational procedure
روش عملکردی
operational research
تحقیق عملیاتی
operational safety
ایمنی کاربردی، ایمنی عملکردی
operator
اپراتور، متصدی، مأمور، مسؤول، مدیر، گرداننده، صاحب
صفحه 1291 از 2222