در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
old
پیر، مسن، سالخورده، کهن، قدیمی، کهنه، سابق، قبلی، پیشین
old person
شخص مسن
old structure
سازه قدیمی، ساختار قدیمی
old town
شهر قدیمی
omnibus
اتوبوس (شهری)، مجموعه آثار، توده مردم، عامه
on board l/
نصبشده، سوارشده
on site l/
در محل، در جا
on the spot l/
در جا، در محل، فوراً، بیدرنگ
on – board a/
نصبشده، سوارشده
on – board computer
کامپیوتر نصبشده (درون وسیله نقلیه)، کامپیوتر درونوسیلهای
on – board equipment
تجهیزات سوارشده (درون وسیله نقلیه)، تجهیزات درونوسیلهای
on – board information
اطلاعات درونوسیلهای، اطلاعرسانی درونوسیلهای
صفحه 1281 از 2222