در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
offence
جرم، خلاف، گناه، جنایت، توهین، بیاحترامی، بیحرمتی، موجب ناراحتی، موجب آزار، مایه دلخوری
offence (commit an)
مرتکب جرم شدن
offence (driving licence)
تخلف مندرج در گواهینامه رانندگی
offence (endorsable)
تخلف قابل درج در پشت گواهینامه
offence (endorse an)
ثبت تخلف
offence (hit – and – run)
تخلف بزن و دررو (در تصادفات رانندگی)
offence (insurance)
تخلف بیمهای
offence (motoring)
تخلف رانندگی
offence (nonendorsable)
تخلف غیر قابل ثبت شدن
offence (parking)
تخلف (مربوط به) پارک کردن
offence (repeated)
تخلف مکرر، تخلف پیدرپی
offence (traffic)
تخلف ترافیکی
صفحه 1274 از 2222