در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
nonresident
غیر ساکن، غیر مقیم، غیر حضوری (دانشجو)
nonreversible deformation
تغییر شکل غیر قابل برگشت
nonskid a/
ضد لغزش، زبر
nonskid material
مصالح ضد لغزش (ضد سُر خوردن)
nonskid quality
خاصیت ضد لغزش
nonskid surfacing
روکش ضد لغزش، رویه ضد لغزش
nonstop
مستقیم، بدون توقف، یکسره، بیوقفه، مداوم
nonstop journey
سفر بدون توقف
nontransversable divding strip
باریکه مجزاکننده غیر قابل عبور
nontransversable kerb
جدول غیر قابل عبور
nontransversable median
جزیره میانی غیر قابل عبور
nontransversable strip
باریکه میانی غیر قابل عبور
صفحه 1257 از 2222