در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
negotiated contract
قرارداد توافقی
negotiation
مذاکره، گفتگو، عبور، غلبه، واگذاری، انتقال
negotiation (conciliatory)
مذاکره مسالمتآمیز، مذاکره دوستانه، مصالحه
neighbour
همسایه، کناری، بغلدستی، هم نوع، رفتوآمد کردن، معاشرت کردن
neighbourhood
ناحیه، منطقه، محل، محله، حول و حوش، حوالی، اطراف
neon
نئون، (چراغ، لامپ) نئون
neon lighting
روشنایی نئون
neon sign
تابلوی نئون
neon tube
لامپ نئون
nerve
عصب، پی، رشته عصبی، شهامت، شجاعت، جرأت دادن، قوت قلب دادن
nerve (auditory)
عصب شنوایی
nervous breakdown
کوفتگی عصبی، پریشانی عصبی، آشفتگی روانی
صفحه 1239 از 2222