در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

negotiation

مذاکره، گفتگو، عبور، غلبه، واگذاری، انتقال

neighbour

همسایه، کناری، بغل‌دستی، هم نوع، رفت‌وآمد کردن، معاشرت کردن

neighbourhood

ناحیه، منطقه، محل، محله، حول و حوش، حوالی، اطراف

neon

نئون، (چراغ، لامپ) نئون

nerve

عصب، پی، رشته عصبی، شهامت، شجاعت، جرأت دادن، قوت قلب دادن

«‹ ۱۲۳۷  ۱۲۳۸  ۱۲۳۹ ۱۲۴۰ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۲۳۹ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰