در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

name

نام، اسم، شهرت، آوازه، مشهور، معروف، شناخته شده، اسم گذاشتن، نامیدن، اسم بردن، مشخص کردن، معین کردن، در نظرگرفتن، نامزد کردن، منصوب کردن

narrow a/

باریک، کم‌پهنا، کم‌عرض، محدود، کوچک، ناچیز، ضعیف، کم، اندک، دقیق، مو شکافانه، باریک شدن، کم عرض شدن، کاهش یافتن، دقیق‌تر کردن، باریک کردن، عرض را کم کردن، محدود کردن

صفحه  1231  از  2222