در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

minute

دقیقه، لحظه، یادداشت، یادداشت کردن، یادداشت برداشتن، ثبت کردن

minute [meeting]

صورت‌جلسه، صورت‌جلسه کردن، در صورت‌جلسه وارد کردن

mirror (rearview)

آینه عقب، آینه عقب‌نما، آینه پس‌نما (اتومبیل)

miscalculation

اشتباه محاسباتی، خطای محاسبه، محاسبه غلط، برآورد غلط

mismanagement

سوء مدیریت، سوء اداره، بد اداره کردن

miss (near)

حالتی که نزدیک به تصادف است، تصادفی که به سختی می‌شود از آن احتراز کرد، آنچه که به وقوع نمی‌پیوندد ولی خیلی به وقوع نزدیک است.

mission

مأموریت، وظیفه، رسالت، هیأت نمایندگی، هیأت اعزامی، محل استقرار هیأت نمایندگی، دفتر کار هیأت اعزامی

صفحه  1195  از  2222