در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
miniunnel
تونل کوچک
minor
کوچک، کم، جزیی، بیاهمیت، کماهمیت، فرعی، سطح
minor access road
راه دسترسی فرعی
minor arterial
شریانی درجه 2
minor injury
جراحت جزیی، جراحت سطحی
minor junction
تقاطع فرعی
minor principal stress
تنش اصلی حداقل (مصالح)
minor road
جاده فرعی، راه درجه دو
minor route
مسیر فرعی
minor variant
واریانت فرعی
minority
اقلیت
minority (ethnic)
اقلیت قومی، اقلیت نژادی
صفحه 1194 از 2222