در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

medium

وسیله، ابزار، شیوه، شکل، طریق، واسطه، متوسط، حد وسط

meet

ملاقات کردن، دیدن، مواجه شدن، روبرو شدن، (در ایستگاه) منتظر بودن، پاسخگو بودن، برآورد کردن، تأمین کردن، پیوستن، متصل شدن

meeting

گردهمایی، اجتماع، اجلاس، جلسه، نشست، انجمن، برخورد، ملاقات، دیدار

meeting point

محل ملاقات، محل جلسه، نقطه برخورد

صفحه  1174  از  2222