در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
measure (cubic)
اندازهگیری حجمی
measure (imperial)
اوزان و سنجشهای قانونی کشورهای مشترکالمنافع بریتانیا
measure (linear)
مقیاس خطی، معیار خطی، اندازه خطی
measure (metric)
مقیاس متریک
measure (photometry)
معیار نورسنجی
measure (protective)
ابزار محافظ، اقدام حفاظتی
measure (statutory)
معیار قانونی، اقدام قانونی، برآورد قانونی
measure (surface)
اندازهگیری مساحت
measure of compensation
میزان خسارت
measured
اندازهگیری شده، حساب شده، سنجیده، دقیق
measured quantity
مقدار (کمیّت) اندازهگیری شده
measurement
اندازهگیری، اندازه، متره، سنجش
صفحه 1168 از 2222