در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

maze

شبکه پیچ‌درپیچ، دهلیز تو در تو، لابیرنت، هزار تو، مارپیچ (معماری)

mean

متوسط، میانگین، حد وسط، معدل، حقیر، پَست، کم‌مایه، پیش‌پاافتاده، نشانه بودن، معنی را رساندن، دلالت کردن، منتهی شدن، معنی دادن، قصد داشتن، خواستن، اهمیت داشتن، مهم بودن

mean distance headway

میانگین فاصله مسافتی (بین وسایل نقلیه)، متوسط سرفاصله

mean flow rate

میانگین نرخ جریان، متوسط میزان جریان (ترافیک)

صفحه  1165  از  2222