در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

mass

مقدار زیاد، توده، انبوه، کپه، ازدحام، توده مردم، جماعت، عامه، عوام، همگانی، دسته‌جمعی، گروهی، وسیع، کلان، جرم (فیزیک)، کپه کردن، کپه شدن، توده کردن، توده شدن، روی هم انباشتن، جمع کردن، جمع شدن، متمرکز کردن، متمرکز شدن

«‹ ۱۱۴۹  ۱۱۵۰  ۱۱۵۱ ۱۱۵۲ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۱۵۱ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰