در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
managing director (general)
مدیر کل
mandate
حکم، فرمان، دستور، تفویض اختیار، وکالت، اختیار، حکم کردن، دستور دادن، فرمان دادن
mandatory a/
اجباری، الزامی، واجب، حتمی، ضروری، لازمالاجرا
mandatory bypass sign
تابلوی کنارگذر اجباری
mandatory cycle lane
مسیر اجباری دوچرخه و موتورسیکلت، خط عبوری اجباری وسایل نقلیه دوچرخ
mandatory direction
جهت اجباری (ترافیک)
mandatory movement
حرکت اجباری
mandatory sign
تابلوی بیان اجبار یا محدودیت، تابلوی اجباری، علامت اجباری
manganese
منگنز
manhole
دهانه بازدید، دریچه بازدید، دریچه آدمرو
manhole cover
درپوش دهانه بازدید
manoeuvrability
قابلیت مانور (حرکت)
صفحه 1139 از 2222