در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
lower slab [box girder]
دال پایینی [تیر حمّال جعبهای]
lowercase letter
حرف کوچک (در الفبا)
lowered kerb
جدول کمارتفاع، جدول کوتاه
lowered vehicle
وسیله نقلیهای که فاصله آن با سطح زمین کم باشد
lowering
پایین آوردن، پایین آمدن، کم کردن، کم شدن
lowering of speed
کم کردن (کاهش) سرعت
lowering of the water table
پایین آمدن سطح آب، پایین آمدن سطح سفره آب
lowest tender (allocation to)
واگذاری به پیشنهاد حداقل (مناقصه)
lowland
زمین پَست، دشت
lubricant
روغن، گریس
lubrification
روغنکاری، گریسکاری، چرب کردن، روغنکاری کردن، لیز کردن
luggage
بار، اساب سفر، چمدانها، باروبنه
صفحه 1119 از 2222