در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

local tax

مالیات محلی، عوارض محلی

locality

موقعیت، محل، مکان، جا، محل وقوع (حادثه)، منطقه، ناحیه، حوالی، دور و بر

localize

محدود به یک محل (منطقه) کردن، موضعی کردن، به یک موضع محدود کردن

locate

جا پیدا کردن، جا مشخص کردن، پیدا کردن، ساختن، دایر کردن، بنا کردن، مستقر شدن، قرار گرفتن

location

تعیین جا، تعیین محل، ردیابی، جهت‌یابی، محل، مکان، جا، موقعیت

صفحه  1103  از  2222