در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

lift

آسانسور، بالابر، مرحله بتن‌ریزی، بلند کردن، بالا آمدن، بهتر کردن، تقویت کردن، جابجا کردن، منتقل کردن، بلند شدن، پراکنده شدن

lift (ski)

تله‌اسکی، بالابر اسکی‌بازان

lifting

بالا بردن، بالا کشیدن، بالا آمدن، طبله کردن، وَر آمدن (رنگ)

صفحه  1070  از  2222