در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

lead time

زمان انجام کار (زمان میان دریافت تقاضا برای تولید کالا تا ارایه کالای تولیدشده)

leading

رهبری، هدایت، راهنمایی، مهم، عمده، اصلی، پیشرو، پیشقدم، پوشش سربی، قاب سربی

leak

سوراخ، شکاف، درز، نشت، رخنه، نشتی، نشت کردن، چکه کردن، نشتی داشتن، سوراخ بودن، آب دادن، منتشر کردن، منتشر شدن، فاش شدن، انتشار دادن (خبر، اطلاعات)

«‹ ۱۰۴۸  ۱۰۴۹  ۱۰۵۰ ۱۰۵۱ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۰۵۰ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰