در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

large

بزرگ، درشت، گنده، پرجمعیت (خانواده)، زیاد، کلان، هنگفت، سنگین (خسارت)، وسیع، پهناور، گسترده، نامحدود، فراگیر

صفحه  1039  از  2222