در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

landlocked area

منطقه محصور در خشکی (بدون دسترسی به دریا)

landmark

علامت مرزی، مرزنما، سنگ‌چین، راهنما، علامت، نشانه، تفکیکی ثبتی (حقوق)، رویداد بزرگ، حادثه دوران‌ساز، نقطه عطف

landowner

صاحب زمین، ملّاک، زمین‌دار

landscape

منظره، چشم‌انداز، دورنما، نما، منظره‌سازی، محوطه‌سازی، محوطه‌سازی کردن، منظره‌سازی کردن، طراحی کردن

صفحه  1028  از  2222