در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

landed a/

غیرمنقول (دارایی)، به صورت زمین، مالک، زمین‌دار

landfill

دفن زباله، زباله، گورستان زباله، خاک دستی ریختن

landing

فرود (هواپیما)، ورود به خشکی، پیاده شدن در ساحل، بارانداز، اسکله، پاگرد (پله)

صفحه  1027  از  2222