در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

judicial a/

قضایی، دادگاهی، منصفانه، بی‌طرفانه

junction

تقاطع، چهارراه، اتصال، پیوند، محل اتصال، محل تلاقی (راه، راه‌آهن)، انشعاب (لوله‌کشی)

«‹ ۱۰۰۳  ۱۰۰۴  ۱۰۰۵ ۱۰۰۶ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۰۰۵ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰